در میانِ طوفان، هم‌پیمان با قایقران‌ها

کانون هستان•
در میانِ طوفان، هم‌پیمان با قایقران‌ها

در نخستین سالگرد تجاوز نظامی ارتش آپارتاید اسرائیل و آمریکا به خاک ایران (جنگ ۱۲ روزه) و تجربۀ زیستن در برزخِ شِبه‌آتش‌بس پس از دومین تعرضِ جبهه‌های امپریالیستی-فاشیستی آمریکا و اسرائیل و مزدورانِ شیخ‌نشینِ حاشیۀ خلیج فارس به سرزمین‌مان در اسفندماهِ سالِ ۱۴۰۴، قلم به خون آغشتیم تا یادآور شویم که یگانه راهِ رهایی، ایستادگی در برابرِ مداخلۀ خارجی و مبارزه با خودکامگی داخلی و به زباله‌دان افکندنِ شِبه‌اپوزیسیونِ تبه‌کاری‌ست که با رؤیافروشی و تأکید بر لزومِ مداخلۀ غیر بشردوستانۀ آمریکا و اسرائیل، و وعدۀ دروغینِ بازپس‌گیری ایران و «انقلاب ملی شیر و خورشید»، بستر را برای به خاک‌و‌خون کشیدنِ مردمِ به‌جان‌آمدۀ این خاکِ بلاخیز فراهم ساخت و، امکانِ سازمان‌دهی و تشکل‌یابی و اتحادِ خَلقِ آزادی‌خواه و انقلابی را ستاند و به محاق بُرد.

جامعه‌ای که محتضرانه می‌کوشید پیکر خونین‌اش را از زیر آوارِ سهمگین دی‌ماه بیرون بکشد و با انبوهی از استیصال و بُهت، برای سوگواری و باورِ آن چه گذشت اندک مجالی بیابد، در پلک‌برهم‌زدنی زیر بمبارانِ بی‌امانِ ارتش‌های آزادی‌کُش مدفون شد.

کمکی که وعده داده بودند، از راه رسید: «کمک برای درهم‌کوبیدنِ نیروهای مترقی انقلابی در میدان نبردِ طبقاتی و بازگشت به عصرِ بربریت و انقیاد.»

ناقوس‌های هشدار، پیش از واقعه بارها طنین افکنده بودند که: جنگ برای هیچ سرزمینی آزادی به ارمغان نیاورده، و تنها به بی‌ثباتی و ویرانی و آشوب و تشدیدِ خفقان و سرکوب و فقر و فلاکت می‌انجامد؛ فشار بر زندانیان افزون گشته و چوبۀ دار، جان‌های روشنِ بیشتری را می‌ستاند؛ به‌حاشیه‌رانده‌شدگان از صحنۀ زندگی محو می‌گردند و ستم‌کِشان، لای چرخ‌دنده‌های استثمار و استبداد، بیش از پیش خُرد می‌شوند؛ زیرساخت‌های حیاتی کشور از بین می‌روند و دستِ ظلمت، بر افقِ سُرخِ امیدواران، پردۀ سیاه می‌افکند.

ناقوس‌ها به صدا در آمده بودند، ولی عربدۀ جنگ‌خواهانِ خیانت‌پیشه مجالِ شنیدن نمی‌داد.

نیمکت‌های مدارس، این بار به‌دستِ کودک‌کُشانِ خارجی دوباره خالی شدند؛ کودکانِ میناب را به خاک کشیده و در خون غلتاندند، و دهان‌های وقاحت همچنان به نفی و انکار گشوده شدند. عده‌ای از غیظ دشمنِ خارجی، به دامانِ خصمِ داخلی پناه بردند و، گروهی از کینۀ دشمنِ داخلی، با تن‌پوشی از پرچم‌های متجاوزانِ خارجی، به رقص و پایکوبی پرداختند. در این میانه، آن‌چه نادیده انگاشته شد، شکستنِ حریمِ خانه‌ای به نامِ «وطن» بود.

ابرقدرتانِ جهان و منطقه، با شعارِ سرنگونی نظام پا به میدان گذاشتند؛ سردمداران و اصحاب قدرت را از میان برداشتند؛ سایت‌های هسته‌ای و موشکی را بمباران کردند؛ «برای سرگرمی» ناوچه‌ها و قایق‌های مسلح و غیرمسلح و لنج‌های باری را به قعر دریا فرستادند، زیرساخت‌ها را هدف قرار دادند و حتی از نابودی مدارس، بیمارستان‌ها، دانشکده‌ها، پتروشیمی‌ها، مؤسسات پژوهشی، بناهای تاریخی، ذخایر آب شیرین، خطوط تولید و توزیع دارو و تجهیزات پزشکی، ورزشگاه‌ها، فروشگاه‌ها، مناطقِ مسکونی و اقدام به آزمایشِ موشکِ مرگبارِ بالستیکِ «PrSM»، در شهرِ «لامِرد»، نیز اجتناب نورزیدند؛ ولی نهایتاً، نه‌تنها حکومت سقوط نکرد، بلکه پیروزِ قطعی این نبردِ نابرابر نیز شد، و یادِ شکستِ ننگین آمریکا در ویتنام را دیگر بار زنده کرد. نتیجۀ سال‌ها تحریم و تحقیر و تجاوز، جز تحلیل‌رفتنِ روزافزونِ طبقاتِ فرودست، سقوطِ طبقۀ متوسط و ستمِ مضاعف بر مردمانی که دهه‌ها برای رسیدن به حقوقِ اولیۀ شهروندیِ خویش، با سیاه‌چال و تازیانه و گلوله روبه‌رو می‌شدند، چیزی به ارمغان نیاورد.

اکنون، همین مردم باقی مانده‌اند با کشورِ ویرانه و حاکمیتِ آشفته و زخم‌خورده‌ای که برای حفظ بقای خود، بیش‌از‌پیش به سرکوب و ارعاب و سانسور و کشتار ادامه خواهد داد.

حال که تجربۀ تلخِ مداخلۀ نظامی در افغانستان، عراق، سوریه، فلسطین، یمن، و لبنان و نتایج دهشتناکِ آن، مقابلِ چشمان‌مان در حال تکرارشدن است، حال که تشت رسواییِ اپوزیسیون ارتجاعی «پهلویست» و رسانه‌های صهیوفاشیستی-آل‌سعودیِ وابسته به آن از بام فرو افتاده است، حال که داغِ ننگِ سکوت در برابر تجاوز نظامی و از سوی دیگر اتحاد با مرتجعان جمهوری اسلامی بر پیشانی بسیاری از مدعیانِ روشنفکری و آزادی‌خواهی نقش بسته است، حال که رؤیای کمکِ نجات‌دهندگان و رهایی از طریقِ بمباران دود شده و به هوا رفته است، لزومِ گریز از دوگانۀ تحمیلیِ «انتخاب میانِ غارتگرانِ خارجی و سرکوبگرانِ داخلی» و ضرورتِ همبستگی برای گام‌نهادنِ بی‌درنگ در مسیرِ رهایی‌بخشِ «راه سوم»، امری‌ست که نادیده‌انگاشتنِ آن، به تباهی و فروپاشی مطلق می‌انجامد!

با بررسی اجمالی سوابقِ تاریخی ننگینِ امپریالیسم و سیاست‌های اشغال‎گرایانۀ صهیوفاشیسم، و بهره‌برداری حاکمیت از شرایطِ تحریم و جنگ، درمی‌یابیم که آتشِ جنگ و ویرانی، فروکش نخواهد کرد و مذاکره برای رسیدن به «صلح» به طنز می‌مانَد. تا سازۀ فاشیستی اسرائیل پابرجاست و جریانِ راستِ افراطی بر سر منطقه و جهان سایه افکنده، تشکیلِ جبهۀ فراگیرِ منطقه‌ای و بین‌المللی علیهِ امپریالیسم و حاکمیت‌های ارتجاعی، ضرورتی‌ست بایسته و اجتناب‌ناپذیر.

«کانون هستان» که همواره خود را به ‌هم‌صدایی و همراهی با تشنگانِ آزادی و عدالت و برابری متعهد دانسته و در مبارزه با ارتجاع، استبداد، استعمار و استثمار پای فشرده است، ضمنِ گرامی‌داشتِ یادِ همۀ ستم‌کشتگان و جان‌فدایانِ راهِ آزادی، تجاوزِ نظامی آمریکا و اسرائیل و ارتکابِ «جنایت جنگی» در ایران، بمباران‌های جنون‌آمیزِ بخش‌های گسترده‌ای از لبنان و فلسطین توسط ارتش آپارتایدِ اسرائیل، قطعِ دسترسی به اینترنتِ بین‌المللی و بازداشت و آزار فعالان سیاسی و مدنی، ممانعت از آزادی زندانیان و سرعت‌بخشیدن به صدور و اجرای حکمِ ظالمانۀ «اعدام» توسط حکومت را به‌شدت محکوم کرده، و با تأکید بر تداومِ مبارزه علیهِ ارتجاعِ داخلی و استثمارِ خارجی، به سوی تمامی نهادها و تشکل‌های هم‌سو در داخل و خارج از کشور، دستِ هم‌پیمانی و هم‌سنگری دراز کرده و اعلام می‌دارد که یگانه راهِ درهم‌شکستنِ بن‌بستِ کنونی، پیوندِ ارادۀ پولادین در برابرِ استبدادِ داخلی و استعمارِ خارجی است.